مؤلف مجهول

64

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

ايشان گفتند منت داريم . پس علاء الدوله بيست هزار كس جدا نموده با سركرده‌هاى ايل ذوالقدر ، به اتفاق الوند شاه روانه گرديده . اما خبر الوند با بيست هزار « 1 » نفر چون به نواب گيتى ستان رسيد ؛ مقرر فرمود كه سان ببينند چون سان ديده شد ، دوازده هزار قزلباش به سان حاضر بودند . نواب گيتىستان فرمودند كه بايد او را استقبال كرد . چون خبر رسيد كه الوند از راه دامغان عازم اين حدود است ، اردوى گردون شكوه را از تبريز برداشته روانهء دون « 2 » گرديد . اما چون الوند شنيد كه اردوى كيهان پوى به راه دون روانه شدند و او از راه ديگر آمده بود ، فرمود كه كوچ كرده روانهء تبريز گرديدند و وقت طلوع آفتاب بود كه داخل تبريز شد . چون شنيده بود كه مردم تبريز نواب اشرف را استقبال نموده شيعه شده‌اند و دلش از ايشان پر بود ؛ فرمود كه بكشند مردم تبريز را . در وهلهء اول هفت هزار كس از مردم تبريز را به قتل آوردند . چون خبر به شهر رسيد كوچه‌بندى كرده جوانان تبريزى و حلواچى اغلى كه نواب جهانبانى از براى احتياط در تبريز گذاشته بود ، با غلامان و قورچيان بر لب بامها بر آمده ايشان را به باد تير و تفنگ گرفتند و الوند و جماعت تركمانان هر چند سعى كردند كه خود را به اندرون اندازند كه شايد برادران نواب گيتى ستانى را توانند به دست آورد ، ممكن نشد . و قزلباش داد مردى و مردانگى مىدادند تا يك شبانه‌روز بدين گونه گذشت و مردم تبريز هر كس شيعه شده بودند حمايت و كومك حلواچى اغلى مىكردند و هر كه سنى بودند مىدانستند كه الوند با نواب گيتى ستانى بر نتواند آمد ، پيش نمىآمدند . اما نواب جهانبانى در راه به ايلغار مىرفت و در شب دويم به عرض راه به خواب ديد كه سگان درنده دور حرم را در ميان دارند و حلواچى اغلى با غلامان

--> ( 1 ) - اصل : سى هزار . ( 2 ) - اصل : دان .